وسط این دنیای مزخرف هر موقع خواستم که به تنهایی و فارغ از فکر کردن به آرزوهای دست نیافته ام، دنیای خودمو نقاشی کنم با خودم دوست باشم یک کم نفس بکشم واونطور که دوست دارم زندگی کنم و ازش لذت ببرم یهو یکی (که بهتره بگم بترتیب هر دفعه یکی از آدمای مهم زندگیم) اومده تِر زده به هر چی ذوق و شوق و برنامه های زندگیم!( واژه ای مودبانه تر و ملایم تر پیدا نکردم)
نه یه بار...نه دوبار...
واقعا کم آوردم..
پس چیه میگن این خودتونین که بهشت و جهنم رو برای خودتون میسازین؟؟!!
به قول یکی از همین تِر زنهای زندگیم: این جمله ها همش شِرّو وِرّه!!
برچسب:
نویسنده: النا رضوانی